📌آمادگی داشتن برای وسوسه های احتمالی:
بخاطر بودن در ماهیت اعتیاد جنسی خود برای مدت مدیدی، موضوع وسوسه هم موضوع مهمی بعد از وارد شدن به مسیر پاکی، ترک و درمان برای ما هست. بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم با وارد شدن به مسیر پاکی و درمان دیگر وسوسه نشویم یا وسوسه سراغمون نیاد بخاطر ماهیت اعتیاد جنسی که برای مدت زمان قابل ملاحظه ای با اون درگیر بودیم، یک انتظار غیرمعقولانست. بنابراین با شروع مسیر درمان و پاک زیستن مون چه بخواهیم چه، نخواهیم تا مدتها بعد از پاکی (تا زمانی که مفهوم پاک زیستن و پاکی در درونمان و هویت جدیدمان نهادینه شود) وسوسه های ذهنی به سراغمون می آیند. بنابراین باید بپذیریم که وسوسه های جنسی هم بخشی از مسیر درمانی ما هستند
نکته مهم و قابل ملاحظه در مسیر درمان آمدن وسوسه ها در ذهن نیست، بلکه مهم برای فردی که در مسیر درمان خودش است، واکنش درست و مناسب نشون دادن به این وسوسه های ذهنی است.
اجازه بدین وسوسه جنسی را در اینجا تعریف کنیم:
وسوسه جنسی برای فردی که درگیر اعتیاد جنسی اش هست به مجموعه تصاویر جنسی که از صحنه های جنسی در ویدئوها، تصاویر و یا خیابان با چشم چرانی و هر ِفتیش یا محرک جنسی حتی یک شیء خاص برای فرد شروع می شه، که این تصاویر در مرکز حافظه فرد ثبت و ذخیره می شوند.
بنابراین وقتی می گیم وسوسه شدم: منظور بالا آمدن یکی از این تصاویر و یا نمادهای ذخیره شده در ذهن هست که باعثِ وسوسه شدن من می شه، هست. بنابراین الان که متوجه شدیم وسوسه چیست یا به چه معناست بهتر است اون رو پذیرش وسوسه به عنوان قسمتی از هویت اعتیاد جنسی مون بپذیرم و به شیوه برخود مناسب با آن بپردازیم چون چه بخواهیم، چه نخواهیم در طول مسیر ترک اعتیاد جنسی مون یا مسیر پاکی و رهایی مون تا مدتی ( تا زمان نهادینه شدن مفهوم پاکی در بعد فیزک، روان و به تبع در روحمان) با وسوسه های ذهنی احتمالا درگیر خواهیم بود. چیزی که در اینجا و در مسیر درمان مهم و به شدت برای پاکی ما حیاتی هست واکنش آگاهانه و مناسب نشون دادن به وسوسه های جنسی مون هست می باشد.
بیان دو داستان از وسوسه:
1. خستگی و شهوت:
دوست دارم بدانم که چه چیزی آن شب مرا تحریک کرد. آن شب برایم خسته کننده و طولانی بود. احتمالا من خواب زده یا خسته بودم، اما با تمام مشغله ی ذهنی که داشتم، همانند یک شکارچی بدنبال طمعه خود، «پورن» بودم.
با تصمیم به خرید مجله، Kwik-E-Mart وارد فروشگاه شدم. هر زمان که با انگیزه های ناپاک به یک مکان عمومی وارد می شوم، ذهنم افرادی که در آنجا میشناسد را بررسی می کند و در صورت نبودن آشنایی در آنجا به دنبال پورنوگرافی می رود. پورن داشت مرا از خودم دور می کرد. این رفتاری که من برای آن برنامه چیدم برخلاف وجدان و ارزش هایم بود، این آن کسی نبود که می خواستم باشم.
ناگهان، شخصی که او را می شناختم وارد شد، آن زن از گروه کالج کلیساهِ من بود. من میتوانستم این را به عنوان نشانهای جهت توقف این وضعیتم ببینم. در آن لحظه می توانستم مقداری آدامس بردارم و سر صحبت را با او باز کنم، اما خب اگر قرار بر این بود، این آخرین کاری بود که ترجیح می دادم آن را انجام دهم. با صورتی قرمز و با تپش قلب، پشت مغازه از دید پنهان شدم و در یک زمان مناسب از ساختمان خارج شدم، خیلی خجالت کشیدم چیزی بخرم.
آن شب، قبل از اینکه عکس های مستهجن و جرات خرید آنها را پیدا کنم، چندین مکان را بازدید کردم. خرید انبوهی از آب نبات، بهمراه خریدِ مجله ام بود، این به دو دلیل مهم بود:
- ترکیب دو داروی مورد علاقه ام (شهوت و شیرینی)
- برای پنهان کردن واقعیت شهوت انگیزم که فقط پورن را می خواستم و اینکه کسی فکر نکند که فریبش داده ام (با خرید آب نبات)
مخفیانه و مصرانه برای شهوت رانی، کاری را انجام دادم که تا کنون انجام نداده بودم. می دانستم که این برایم یک ریسک خواهد بود که با خودم مجله پورن را به خانه آورده ام. این احتمال وجود داشت که هم اتاقیهایم با دیدن آن سعی کنند نقشه هایم را نقش بر آب کنند و مرا از بهشت ممنوعه ام که تمایلات تاریک و کثیف من، مرا به آنجا کشانده بود بیرون بیاورند. بنابراین، من پولم را خرج گرفتن اتاق یک هتل کردم. با این کارم در آنجا تمام خوشگذرانی های بیوقفه ای که خواستارشان بودم را تضمین می کردم.
آن شب هم شهوترانی کردم و هم غذاهای بی ارزش خوردم. من کانال MTV را تماشا می کردم و آنچه را که می خواستم انجام دادم. بعد از آن حمام آب گرم گرفتم، با غوطه ور شدن در وان، تازه متوجه شدم که حمام آب گرم همان چیزی بود که در تمام این مدت به آن نیاز داشتم.
این تمام آن لذت اعتیادآوری بود که باعث شد من از نظر روحی شرمنده خودم شوم و از نظر جسمی به جسمم آسیب برسانم و بیمارگونه پول، زمان و زندگی ام را برایش تباه کنم، با این حال در آن فصل، تنها چیزی که می شناختم لذت های اجباری ام بود. من در مبارزه ام با شهوت شکست خورده بودم. وقتی از لحاظ احساسی خسته و درمانده می شدم، به رفتار جنسی که از دوران کودکی انجام می دادم (پورنوگرافی) روی می آوردم، انجام آن هرگز نیازهای من را برآورده نمی کرد، اما به خاطر شرم زیاد نسبت به خودم به انجام آن باز میگشتم. نیازهای واقعی من به حال خود رها شده بودند و من خودم را فقط با شهوت کرخت و بی حس می کردم. با گرفتار بودنم در این چرخه ی شکست هیچ گاه شفا نمی یافتم.
2. گذشتن سریعِ چهارده سال
من متاهل و دارای فرزند بودم. استفاده از پورنوگرافی چیزی بود که در گذشته آن را داشتم. بهمراه خانواده ام برای گذراندن تعطیلات کریستمس به بیرون شهر رفته بودیم. خودم را در وضعیتی از خستگی می دیدم. تاثیر شیرینی های زیاد و کمبود خواب را احساس می کردم. علی رغم انجامِ کار درست، شروع به بازی با آتش کردم و یواشکی از طریق شبکه های تلویزیونی شروع به دنبال کردن چیزی که برایم شهوت انگیز باشد کردم. با این حال که می دانستم پورنوگرافی برایم تمام شده است، اما من احمقانه بدنبال اشکال کوچک و کم رنگ تری از شهوت بودم تا آنها را اینگونه برای خودم توجیه پذیر کنم. در نهایت چیزی که نیازم به کرختی و بی حسی را برآورده کند پیدا کردم: «کانال های فیلم»
من خودم را مجددا با این کانال های فیلم در شرایط گذشته یافتم. خاطرات بیشماری از دوران کودکی ام را از جستجوی فیلم های بدون سانسور به یاد میآورم، هجوم آدرنالین از نگاههای یواشکی، همراه با فریب شهوت، اوج مداوم سال های جوانی ام بود. من در مورد محرک های جنسی ام صحبت می کنم، و این راز کوچک (نگاههای یواشکی به فیلم ها) می تواند به سرعت پاکی و ارزش شخصی ام را از من بگیرد. من در وضعیت خطرناکی قرار داشتم.
بلافاصله پس از این کشف (کانال های فیلم) همسرم که پی انجام کاری بیرون رفته بود بازگشت. با عصبانیت از تأخیر و ناسپاسی او، شروع به سرکشی و خرده گرفتن از او کردم.
چیزی که بدتر از تجربه کردن محرک های جنسی باشد، تجربه کردن لایه هایی از محرک ها با هم و به طور همزمان است:
«خستگی»
«قند بالا»
«دری باز به روی شهوتِ راحت»
«رنجش»
اینها یک ترکیب انفجاری بودند. اینطور به نظر می رسید که من در مسیر کوتاهم از لغزش قرار دارم.
قویا به این معتقدم که هرگز قرار نیست پاکی خود را از دست دهیم. حتی وقتی عادتهای سالم را رها میکنیم و وضعیت را بر علیه خودمان می بینیم، در این مواقع هم ما مسئول بهبودی خودمان هستیم. ما همانند پروانههایی که به سوی شعلههای فریبنده در حال کشیده شدن هستند نیستیم. در آن لحظه سرنوشت ساز، تصمیم گرفتم تا از این وضعیت خودم را خارج کنم. در این وضعیت، نیرویم را برای ارتباط برقرار کردن با پیام صوتیِ ضبط شده ام جمع کردم. من پیشاپیش پیام انگیزشی ام را برای خودم جهت وسوسه های احتمالی آماده کرده بودم. در این پیام چالش برانگیز صدای خودم را می شنیدم که می گفت: فارست، متشکرم که ارتباطت را برقرار کردی. یادت باشد امروز نسبت به خودت مهربان باشی. به یاد بیاور که تو چه کسی هستی. با شنیدن آن سخنان و سخنانی که بعد از آن بوجود آمد، آنها مرا برانگیختند تا ابتکار کافی را بدست بیاورم و یک پیام اضطراری به گروه برادرانم (گروه حامی ام) ارسال کنم. سپس من دعا کردم و از خدا طلب رهایی کردم. این فکر به ذهنم رسید که یک حمام آب گرم بگیرم. با درخواست مدتی جهت تنهایی از همسرم و با حمایت او تسکین یافتم. در آب گرم غوطه ور شدم، کتاب سفید معتادان جنسی گمنام را خواندم. همسرم در یک حرکت محبت آمیزِ دیگر مرا با دو شمع روشن غافلگیر کرد. با استراحت در وان، از نور درخشانی که در سراسر اتاق تاریک می گذشت لذت می بردم.
وقتی در مورد خدای دوست داشتنی که مرا می شناسد و مراقبم هست، مطالعه می کردم، حضور الهی او را احساس می کردم که مرا به حواس والاترم بازگرداند. با شنیدن صدای پسرهای نازنینم در اتاقی دیگر، به آنها فکر می کردم و تعهدم را به خاطر آوردم که به نیابت از آنها برای آزادی خود بجنگم. قبل از اینکه وقتم را در وان به پایان برسانم، من عمداً عشق ماندگار اطرافم را استشمام می کردم و با این کار شهوتی را بیرون کردم که دیگر بر من مسلط نبود.
دو داستان بالا حکایت از این دارند که ما می بایست در روند درمانیِ خود هوشیار و آگاه باشیم و مراقبت روزانه از خود تا مدت مدیدی یک از اصل های درمانی ما می باشد.
رهایی از اعتیاد جنسی و آزادی مورد نظر شما واقعاً امکان پذیر است:
می توان بر رفتار جنسی اجباری، مانند پورنوگرافی و خودارضایی و هر شاخه ای از این اعتیاد که احتمالا سالها با آن درگیریم غلبه کنیم. احتمالا بارها تلاش های بی پایه و اساس برای رهایی و ترک رفتار اجباری خود کرده اید اما بعد از مدت کوتاهی هم شکست خورده اید. این تقریبا تجربه یکسانی برای افراد دیگر که خود نیز اینچنین تلاش هایی را انجام داده اند می باشد و شکست های پی در پی نوعی از احساس نا امیدی را در فرد درگیر بوجود آورده که هیچ راهی برای رهاییِ من از این اعتیاد وجود ندارد و من تا آخر عمرم باید در آتش این اعتیاد در وجود خودم بسوزم. شاید شما هم، هم اکنون این تفکر غالب و اشتباه را داشته باشید. آنچه شما نیاز دارید فرصتی برای رهایی است. با بودن در یک مسیر درست و آگاهانه از ترک اعتیاد جنسی قادر خواهید بود تغییراتی را ایجاد کنید که می تواند آزادی مورد نظر شما را ایجاد کند. و در این فرآیند، متوجه خواهید شد که واقعاً امید وجود دارد.
درمان اعتیاد جنسی چقدر طول می کشد؟
بهبودی از رفتار اجباری به زمان و تلاش نیاز دارد. هیچ جدول زمانی دقیقی برای درمان وجود ندارد، اما تحقیقات نشان می دهد که برای رهایی از اعتیاد جنسی نیاز به کار متعهدانه و عمیق در یک پروسه زمانی قابل ملاحضه می باشد و فرد با متعهد بودن به مسیر درمانی خود می تواند رفته رفته مهارتهای لازم در جهت ترک پایدار و مستدام از رفتار جنسیِ اجباری خود را بدست آورد. درمان رفتارهای اجباری جنسی نیازمند صداقت در درمان، اعتماد به منتور یا تراپیست ترک اعتیاد جنسی(SATP)، تعهد به درک محرکها و توسعه مهارتهای مقابلهای و تغییرات احتمالی در شیوه زندگی کردن است.
رایج ترین گزینه های درمانی برای اعتیاد جنسی چیست؟
بودن در مسیرSATP ترک اعتیاد جنسی اصولی ترین درمان برای اعتیاد جنسی است. این مسیر درمانی که از 1980 توسط دکتر پاتریک کارنز پایه گذاری و توسعه یافته است، به بیماران کمک می کند تا افکار و رفتارهای اجباری خود را بهتر درک کنند و در جهت داشتن ترک پایدار و مستدام بهتر اقدام و عمل کنند و همچنین استراتژی های مناسبی برای مدیریت خواسته های خود ایجاد کنند. درمان ممکن است با داروهایی مانند داروهای ضد افسردگی، تثبیت کننده های خلق و خو، ضد آندروژن ها، و داروی مصرف الکل و مواد مخدر نالترکسون، زیر نظر یک روانپزشک ماهر تکمیل شود. برای رهایی از این اعتیاد می توانید از دوره شش ماهه ترک اعتیاد جنسی که بر اساس بیس SATP پایه گذاری شده است استفاده کنید. این دوره سالهاست که برگزار می شود و در طول زمان بسط و گسترش یافته است و افراد زیادی که با اعتیاد جنسی خود درگیر بودند بواسطه این دوره به رهایی رسیدند. برای شنیدن دیدگاه های بیشتر از افراد شرکت کننده ی این دوره می توانید به بخش دیدگاه های اعضای سایت از این دوره مراجعه کنید.
فایل تصویری بالا رو در رابطه با وسوسه حتما ببینید
